1- پوران آبشاری  

2 - زهرا ابراهیمی  

3- کرم ا... احمدپور (مهران) 

4- رحیم احمری   

5- سپیده بیانی   (اسپهبدان )

6- صبا بیانی       (اسپهبدان )                                                                             

7- مهدی بیگی(از گروه کوهنوردی دامون شهرکرد به عنوان راهنما)(مهمان)                    

8- مجید پورنعمتی                                                                       

9- د­اود چوبداری                                                                         

10- محمود حسین زاده گوهری                                                       

11- پیروز حمیدی (اسپهبدان )                                                       

12- مهدی دیده خانی   (اسپهبدان )                   

13- نفیسه رعیتی                                                                      

14- نادر رمضانی                                                                             

15- علی زرگر                                                                    

16- امید ساقی                                                                  

17- شهلا سلیمانی    

18- حسین سلیمانی (صادقی)  

19- محمد سوری  

20- خسرو شمس  

21- محسن عبدلی 

22- امیر عبدالرحمن زاده  

23-24-25-26-27- سیامک عسکری، به همراه خانواده و همراهان درمجموع 5 نفر با وسیله شخصی خود در آب باریک به ما پیوستند (مهمان)

28- سمیه علی پور  (اسپهبدان )

29- حمیرا علی آبادی   (اسپهبدان )

30-  فرهود فرهودی      (اسپهبدان)

31- علی فکرت              "

32- معصومه فکر            "

33- سعید کاظمی

34- علی محمدی

35- مریم موقر

36- مصطفی ناظم ( در اصفهان به ما ملحق شدند(میهمان اسپهبدان)

37- جاوید علی همتی (راننده)

38- رضا یاوری منش

مشروح گزارش :

پس از حرکت و خروج از تهران کلیه افراد به معرفی خود پرداختند و اینجا بود که مشخص شد می بایستی به  دوگروه تقسیم شویم یک گروه متشکل از کوهنوردان و مربیان صاحب نام و پیشکسوت و یک گروه هم کوهنورد آماتور و گلگشتی. حضور جمع کثیری از بزرگان کوهنوردی، اسکی و مربیان نسل قدیم و جدید فدراسیون کوهنوردی از یک طرف و حضور خانواده­های کوهنوردان و مربیان از طرف دیگر جذابیت و شور و شوق وصف ناپذیری به این برنامه افزود و اینجا بود که سرپرست برنامه برای هرچه بهتر برگزار شدن برنامه و به رسم مردم سرزمین بختیاری از بزرگان و ریش سفیدان حاضر در برنامه دعوت کرد پیش قدم شوند و در اجرای برنامه مشارکت نمایند و خود هم به جهت احترام و هم به جهت اولین تجربۀ سرپرستی در پشت سر آنها قرار گرفت، که جا دارد در اینجا از تک تک آن بزرگواران از جمله آقای محسن عبدلی، آقای حسین صادقی، آقای محمود گوهری، آقای فرهود فرهادی، خانم آبشاری  و خانم علیپور صمیمانه  تقدیر و تشکر کرد. ضمناً از خانم پریسا حسین زاده که به علت حضور در کارگاههای آموزشی سنگ نوردی نتوانستند در برنامه حضور داشته باشند ولی قبل از اجرای برنامه مسئولیت اطلاع رسانی را به عهده داشته و زحمات زیادی را متحمل شده اند تشکر می گردد.

تعداد زیادی از حاضرین در برنامه مدتها بود همدیگر را ندیده بودند و این برنامه بهانه ای برای دیدار مجدد دوستان شد. حضور تعدادی از جوانان و دانشجویان و دوستداران شعر و ادب پارسی باعث شد جلساتی کاملاً ادبی و مشاعره در اتوبوس در مسیر رفت و برگشت  برگزار شود و حضور تک تک افراد جالب و دیدنی بود.  پس از آن صبحانه در رستوران مهتاب نرسیده به قم صرف شد.رأس ساعت 14 به شهر مورچه خورت اصفهان رسیده و ناهار در آنجا در دو رستوران که  مدیرانشان برادر بودند به نام پاتوق و صحرا صرف شد و در مسجد مجاور این رستورانها اقامۀ نماز شد.

به لحاظ اینکه مسیر طولانی بود و راننده اتوبوس بسیار خونسرد به طوری که در مسیر رفت هرگز سرعت آن از 80 کیلومتر در ساعت بالاتر نرفت تصمیم گرفته شد از داخل شهر اصفهان عبور نکنیم. بنابراین نرسیده به پلیس راه شاهین شهر وارد اتوبان اصفهان کاشان (N33.00351°,E051.49677°) که نجف آباد را دور می زد شدیم و در گردنه گاو پیسه (فلکه ذوب آهن اصفهان) در مسیر اصفهان شهرکرد قرار گرفتیم. پس از عبور از زرین شهر- پل کله- تونل گردنۀ رخ- فرخ شهر ساعت 16:30 وارد شهر شهرکرد مرکز استان چهار محال بختیاری شدیم. مکان توقف میدان چهار محال بختیاری بود در آنجا مورد استقبال گرم رئیس فدراسیون کوهنوردی چهار محال بختیاری به نام آقای بهمنی و سه نفر از کوهنوردان گروه دامون شهرکرد به نام آقایان اسدا.. و مهدی بیگی و آقای فاطمی قرار گرفتیم . قبل از اینکه برنامه اجرا شود دوستان زیادی از گروه کوهنوردی دامون شهرکرد و هیات کوهنوردی کوهرنگ اعلام آمادگی کرده بودند که ما را در صعود به قله کلونچین همراهی کنند، اما وقتی که اعلام شد یک روزه می خواهیم صعود کنیم هیچ کس حاضر به همراهی نشد و همه می گفتند این برنامه از کوتاهترین مسیر دو روزه باید اجرا شود و اگر همه کوهنوردان همراه و سرحال و آماده باشند می توان یک و نیم روزه صعود کرد پس یک شب، شب­ مانی اجباری است با توجه به مدت زمان کل اجرای برنامه که سه روز در نظر گرفته شده بود پیمایش مسیر حدود 800 کیلومتر رفت و 800کیلومتر برگشت فقط و فقط یک روزبرای صعود باقی می ماند. بنابراین سرپرست برنامه  مصر به اجرای یک روزه شد که نهایتاً آقای مهدی بیگی از گروه کوهنوردی دامون که قبل از آن 5 بار قله را صعود کرده بود به اصرار ما و آقای بهمنی و برادر کوهنورد و بزرگترش آقای اسدا... بیگی پذیرفت که ما را همراهی کند و اینچنین شد سرانجام پس از یک ونیم ساعت توقف در شهرکرد و خرید مواد غذایی و دیدار با کوهنوردان چهار محال بختیاری مقیم شهرکرد حرکت کرده، پس از طی مسافت حدود 20 کیلومتر به شهر سورشجان رسیدیم. قرار شد جهت اقامه نماز  توقف کوتاهی داشته باشیم . در مکانی که در سورشجان توقف کرده بودیم  مورد استقبال مردم مهمان نواز آنجا قرار گرفتیم.سرانجام پس از عبور از شهر های فارسان فیل آباد و بابا حیدر و صحرای زری از یک دوراهی نرسیده به شهر چلگرد خروجی سمت چپ که تابلوی آن مسیر بازفت – دوآب صمصامی و بیرگان را نشان می داد، در پیش گرفتیم و پس از طی حدود 9 کیلومتر در ساعت 9 شب به منطقه عشایر ی آب باریک بیرگان رسیدیم که مورد استقبال گرم آقای فرامرز راشدی و خانوادۀ ایشان قرار گرفتیم.پس از استراحتی کوتاه با هیزم های گون، آتش برافروخته، افروخته تر گردید و با زغال ناب آن با کباب بختیاری که از گوشت بره از کوهستان بختیاری بود از ما پذیرایی شد. آقای فرامرز راشدی از عشایر بختیاری طایفۀ بهداروند که روزگاری نه چندان دور صاحب زر و زور بودند با خانواده محترم و دامادشان آقای منصور راشدی به گرمی و به رسم عشایر بختیاری از ما پذیرایی کردند و سفره ای رنگین چیده بودند که بسیار متحمل زحمت شدند. تعدادی درسیاه چادر و تعدادی در کنار سیاه چادر دور چالۀ آتش به ستارگانی که هرگز به این نزدیکی و شفافیت ندیده بودند خیره شده بودند ، در کنار چادر و زیر نور ستارگان، آتشی بر پا بود و کبابی به راه. عده ای در سیاه چادر و در زیر نور چراغ گازی ها تا آماده شدن شام به استراحت نشستند و عده ای دیگر بیرون از سیاه چادر گرد آتش و جگرها. آسمان پر ستاره، سکوت کوهستان، گرمای آتش، حضور و حمایت سگ های گله، هوای تازه، هر از گاهی شنیدن صدای زنگوله­ی گوسفندان و بزهای نزدیک چادر و محبت و لطف بی­دریغ عشایر بختیاری همه و همه باعث شد تا شبی به یاد ماندنی طعمی شیرین بر خاطرات آن شب گروه بیافزاید. پس از شام، آقای عبدلی هدایایی که به هزینۀ خود و آقای احمدپور تهیه کرده بودند تقدیم خانوادۀ آقای راشدی کردند، مهمان نوازی و خونگرمی خانوادۀ مهربان و باصفای آقای فرامرز راشدی مثال زدنی است.قبل از خواب لیستی از افرادی که می­خواهند قله را صعود کنند تهیه شد که با سرپرست برنامه 19 نفر شدند و مابقی افراد که 17 نفر بودند قرار شد در سیاه چادر بخوابند البته فردای آن شب دو نفر دیگر که با وسیله شخصی آمده بودند هم اضافه شدند. ساعت 15/12 دقیقه شب خاموشی اعلام شد و همه خوابیدند بجز سرپرست برنامه که جهت هماهنگی مجدد با راننده نیسان مجبور شد شبانه با ماشین رونیز خود که یکی از مهمانان حاضر در برنامه (آقای مصطفی ناظم) از اصفهان آورده بود و در گردنه گاو پیسه به ما پیوسته بود، مسیر خاکی و سنگی با دست­ اندازهای بسیار را طی کند تا به محل سکونت راننده نیسان که یک خانواده ی عشایری بود و در پائین چشمه کوره که تنها چشمه دائمی آب باریک هست و نام آب باریک به علت کمی عبور آب این چشمه از تنها دره آن محل گرفته شده است برسد و هماهنگی لازم صورت پذیرد.

روز دوم جمعه 1/7/90 :

قرار شد ساعت 3 صبح برای کسانی که می خواستند کوهنوردی کنند بیدار باش باشد و همینطور هم شد و طبق هماهنگی قبلی می بایستی در این ساعت ماشین نیسان هم آنجا حضور یابد که چنین نشد. سرپرست برنامه مجدداً ساعت 3:15 دقیقه آن مسیر بد و ناهموار و سنگی دره را دوباره پیمود تا به منزل راننده نیسان برسد و راننده را که خوابش برده بود بیدار کند. ساعت 3:30 دقیقه تمام کوهنوردان با طی مسافتی حدود 300 متری کنار جاده رسیدند و همزمان نیسان و رونیز هم رسیدند. سوار بر ماشین ها شدیم و از مسیر آب باریک –بیرگان پس از طی مسافت حدود 10 کیلومتر (4 کیلومتر آسفالت و 6 کیلومتر خاکی با دست انداز و چاله های بسیار که اتوبوس نمی تواند از آن مسیر عبور کند به سد دوم کوهرنگ محل شروع صعود رسیدیم البته حدود 4 کیلومتر اشتباه رفتیم و به صورت اتفاقی یک ماشین  که در مسیر حرکت می کرد مسیر اصلی را به ما نشان داد و ما مجبور شدیم دور بزنیم و 4 کیلومتر اشتباه رفته را برگردیم دقیقاً به ته دره رسیدیم و این دفعه مسیر سمت راست را رفتیم که به سد دوم کوهرنگ رسیدیم. راس ساعت 5:40 دقیقه صبح جمعه 1/7/90 صعود با حضور 18 نفر کوهنورد به سرپرستی آقای محسن عبدلی شروع شد. (لازم به یادآوری است سرپرست برنامه (مهندس احمدپور) پس از اینکه به سد دوم کوهرنگ، محل شروع صعود رسیدند با مشورت با آقای عبدلی قرار شد سرپرستی برنامه صعود به آقای عبدلی واگذار شود و مهندس احمد پور با توجه به شناخت محلی که داشت هم پشتیبان گروه صعود کننده باشد و هم سرپرست گروهی که در سیاه چادر ماندند، علی رغم میل باطنی آقای احمدپور که ماه ها قبل برای صعود به کلونچین برنامه­ریزی کرده بود مجبور به ماندن شد و و در همین راستا یک بی سیم در اختیار آقای احمد پور جهت پشتیبانی قرار گرفت . بنابراین یک گروه 18 نفره مشتمل بر 15 مرد و 3 زن به سر پرستی یکی از پیشکسوتان کوهنوردی ایران به نام آقای محسن عبدلی صعود را آغاز کردند.مسیر صعود از کول خدنگ در نظر گرفته شده بود، مسیری کاملا" سنگلاخی باشیب بسیار زیاد  گرچه یک راهنما از گروه دامون شهرکرد آنها را همراهی می کرد ولی به علت اینکه ایشان هرگز یک روزه و آن هم در شب صعود را شروع نکرده بود احتمال خروج از مسیر بسیار زیاد بود و دقیقاٌ همینطور شد. گروه حدود 5/2 ساعت (رفت و برگشت ) مسیر را اشتباه رفتند که این مهم باعث تحلیل رفتن قوای جسمانی آنها شد. ضمناٌعدم وجود آب در مسیر و خستگی مسیر 800 کیلومتری که روز قبل از تهران تا آنجا طی کرده بودند و عدم خواب کافی شب قبل از صعود همه و همه دست به دست هم داد تا پس از گذشت حدو 5 ساعت  کوهپیمایی  یک گروه 8 نفره در ار­تفاع 3210 متری تصمیم به برگشت بگیرند. در اینجا بود که سرپرستی صعود کنندگان به آقای گوهری واگذار شد و پس از حدود 2 ساعت دیگر کوهپیمایی از ده نفر باقیمانده به دلیل کمبود آب 5 نفر تصمیم به برگشت گرفتند. لازم به ذکر است هر نفر حدود 4 لیتر آب همراه داشتند اما خستگی مسیر سنگی و شیب زیاد به آنان چیره شد. پس از آن پنج نفر باقیمانده مسیر را ادامه دادند تا به زیر قله رسیدند در آنجا از آب گل حاصل از آب شدن برف استفاده کردند که متاسفانه 3 نفربه دلیل شرب آب گل  مجبور به توقف شدند و قرار شد دونفر باقیمانده راس ساعت 14 هر کجا که رسیدند برگردند تا به شب نخورند چرا که فرود در شب و در آن مسیر سنگی و با شیب زیاد بسیار خطرناک بود از دو نفر باقیمانده یک نفر پس از طی مسافتی در موقعیتی قرار گرفت که هم بتواند سه نفر پائین را ببیند و هم یک نفر صعود کننده را، در نهایت یک نفر به نمایندگی از تمام گروه صعود کرد و تمام 18 نفر صحیح و سالم و خندان راس ساعت 19 کنار جاده بودند و ساعت 19:30 دقیقه همه سوار ماشین شدند و به سمت چلگرد حرکت کردند و ساعت 21 در تربیت بدنی چلگرد به گروه گلگشتی پیوستند. شایان ذکر است که جاپای خرس به وفور در مسیر قله دیده می شد.

لازم به ذکر است مسیر آب باریک–چلگرد سد دوم 29کیلومتر و مسیر آب باریک –بیرگان – سد دوم 10 کیلومتر هست. مسیر چلگرد هم خاکی است ولی اتوبوس می تواند عبور کند ولی از مسیر آب باریک امکان عبور اتوبوس نیست.

 و اما برنامه گروه دوم در روز دوم سفر یک برنامه گلگشتی بود که به شرح زیر اجرا گردید:

پس از اینکه گروه اول صعود را شروع کردند آقای احمدپور از مسیر سد دوم-چلگرد رفتند پی­گیر هماهنگی­های قبلی با اداره تربیت بدنی کوهرنگ که مستقر در مرکز شهرستان کوهرنگ و بنام چلگرد است شدند و سالن تربیت بدنی بعنوان خوابگاه در نظر گرفته شد که شامل تمام تجهیزات از جمله سرویس بهداشتی، حمام و آشپزخانه تمیز و مرتب بود.

رأس ساعت 8:30 صبح گروه دوم که در سیاه چادر خوابیده بودند، بیدار شدند و پس از صرف صبحانه و گرفتن عکس یادگاری با لباس زنان و مردان بختیاری و اسلحۀ شکاری ساعت 10:00 از خانواده آقای راشدی خداحافظی کردند و مسیر بازفت را جهت دیدن کوچ عشایری انتخاب کردند. پس از یک ساعت حرکت، به دوآب صمصامی لب رودخانه رسیدیم. از طرفی چون دیر حرکت کرده بودیم و از طرفی دیگر بخاطر سرعت پائین اتوبوس در جاده بازفت از ادامه مسیر منصرف شدیم و مقرر گردید از جاذبه های چلگرد و اطراف آن دیدن کنیم در مسیر برگشت به یک خانواده کوچ نشین که در حرکت بودند برخورد کردیم. پس از آن از آبشار تونل چلگرد دیدن کردیم و برای ناهار رهسپار چشمه دیمه که 12کیلومتر با چلگرد فاصله داشت شدیم. به علت ازدیاد توریست نتوانستیم روی چشمه اطراق کنیم بالاجبار مکانی در نزدیکی آنجا در نظر گرفته شد و بساط ناهار و پس از آن بلال پهن شد، آقای صادقی و فرهادی متحمل زحمات زیادی در این برنامه شدند. نهایتاً ساعت 17 پس از بازدید از چشمه برگشتیم چلگرد و در باشگاه تربیت بدنی چلگرد مستقر شدیم و آقای احمدپور به جهت بازگرداندن گروهی که برای صعود قله رفته بودند ضمن هماهنگی با نیسان به محل سد دوم رفتند. ساعت 19:30 کوهنوردان را سوار کرده و ساعت 9 شب به باشگاه تربیت بدنی چلگرد ،محل اسکان در نظر گرفته شده برای شب دوم رسیدند ضمناً مسئولین تربیت بدنی با روی باز از ما استقبال کرده و از هیچ چیزی دریغ نکردند.

روز سوم شنبه 2/7/90

ساعت 6:30 بیدارباش بود و در ساعت 7:00 همه باشگاه را ترک کردند. ساعت 7:00 صبح آقای بدری رئیس تربیت بدنی شهرستان کوهرنگ در حیاط باشگاه حضور یافتند و ضمن سخنرانی کوتاهی در خصوص وجه تسمیه چلگرد و کوهرنگ و مشکلات کوهنوردی و اسکی کوهرنگ و پیست بین المللی اسکی چلگرد ضمن خوشامدگویی مجدد، از تک تک افراد دعوت کرد در اردیبهشت و خرداد ماه که بهترین زمان برای سفر به سرزمین بختیاری است در کوهرنگ حضور یابند و از مربیان حاضر در گروه درخواست کرد که در شهرستان کوهرنگ کلاسهای آموزشی مختلف برگزار کنند. جا دارد در اینجا از آقای بدری رئیس تربیت بدنی کوهرنگ، آقای مهندس رستم غیبی رئیس هیئت کوهنوردی کوهرنگ، آقای حبیب محمد حسینی از گروه کوهنوردی کوهرنگ و آقای غیبی نگهبان و سرایدار باشگاه تربیت بدنی کوهرنگ به خاطر زحماتی که متحمل شدند تقدیر و تشکر گردد.

ساعت 7:30 دقیقه از چلگرد حرکت کردیم پس از طی مسافت 9 کیلومتر، به آبشار بسیار زیبای شیخ علیخان رسیدیم. در آنجا صبحانه صرف شد، ضمناً نان محلی جهت صبحانه از روستای شیخ علیخان تهیه شد، چیزی که خیلی جلب توجه می کرد 1- نظافت عالی آبشار و روستای شیخ علیان 2- شیک پوش و مرتب و منظم بودن ظاهر مرد و زن این روستا  3- پایبند بودن به آداب و رسوم اصیل بختیاری .

پس از صرف صبحانه در کنار آبشار شیخ علیخان در مراسم سومین روز درگذشت جوانی که در رودخانه کارون در اهواز غرق شده بود و مراسم آن در روستای  شیخ علیخان به رسم بختیاری ها برگزار می شد شرکت کردیم و پس از آن حرکت کرده پس از عبور از شهرهای چلگرد- باباحیدر- فیل آباد-فارسان- پردنجان- سورشجان- شهرکرد- فرخ شهر- پل کله- زرین شهر- کمربندی نجف آباد به مورچه خورت رسیدیم در آنجا در همان رستورانهای پاتوق و صحرا که در رفت ناهارآنجا صرف شده بود  مجدد توقف کرده و پس از صرف ناهار و اقامۀ نماز، حرکت کرده و پس از عبور از شهرهای میمه- سلفچگان- دلیجان- قم ساعت 10 شب به تهران- میدان صادقیه رسیدیم و همگی صحیح و سالم با اعلام رضایت کامل از هر دو برنامه رهسپار محل سکونت خود شدند. ضمناً هوای سه روز گذشته هم در طول مسیر و هم در استان چهارمحال و بختیاری صاف و در بعضی نقاط نیمه ابری بود.

نگاهی گذرا به قلۀ کلونچین و قوم بختیاری

موقعیت قلۀ کلونچین:

در رشته کوه زاگرس بعد از دنا به ارتفاع 4409متر واشتران کوه به ارتفاع 4250 متر زرد کوه بختیاری بلندترین کوه زاگرس می باشد که قله ی کلونچین به ارتفاع 4221 متر را در خود جای داده است و این کوه در شهرستان کوهرنگ استان چهارمحال و بختیاری و 90کیلومتری شهرکرد قرار دارد. زردکوه (زرده) حدفاصل دو رودخانۀ کوهرنگ و بازفت قرار دارد. زردکوه تعداد زیادی  قلۀ بالای 4000متر دارد که معروفترین آنها کلونچین (4221متر)- شاه شهیدان (4076)- هفت تنان (4180متر)- سیردان- دو زرده (جفنه زرده)(4000متر)- چال میشان- آب سفید- کینوو چری می باشد. از ویژگی­های مهم زردکوه میتوان به یخچالهای ایل بیگ و پورسونان و دره­های (کول) خدنگ و خرسان و دریاچۀ نازی و جنگل­های تک درخت ییلاقی بازفت اشاره کرد. ( کول= تنگ، درۀ بسیار باریک   خدنگ= تیر، نیزه ) یخچالها و خط الراس های زرد کوه بسیار زیبا ،دیدنی و در عین حال خطر ناک است.زردکوه شب های بسیار سرد و روزهای آفتابی سوزان دارد. بارش برف بسیار سنگین و چندین متری در زردکوه و دگرگونی ناگهانی و طولانی مدت هوا باعث شده که صعودهای زمستانی زردکوه یکی از دشوارترین و طولانی ترین مسیرهای زمستانی کوهنوردان لقب بگیرد. رشته کوه زاگرس در غرب و جنوب ایران واقع شده است که این رشته کوه از کرانه های دریاچه وان در کردستان ترکیه آغاز شده است و پس از گذشتن از استانهای آذربایجان، کردستان، کرمانشاه، اصفهان، چهار محال بختیاری، خوزستان و لرستان تا استانهای فارس و کرمان ادامه دارد. زرد کوه بختیاری در زاگرس میانی قرار دارد. دریاچه گهر نیز در رشته کوه زاگرس قرار دارد و زاگرس یکی از کم نظیرترین مناطق رشد انواع و اقسام گیاهان دارویی و منحصر بفرد در دنیاست. ضمناً لاله ­های واژگون کوهرنگ هم در دنیا کم نظیر است.

ریشۀ نام زاگرس :

بعضی معتقدند ریشۀ­ نام زاگرس اوستایی است. در زبان اوستا زاگر Za-GR به معنای کوه بزرگ است و بعضی می گویند زاگرس نام یونانی سلسله جبال غربی ایران مخصوصاً بختیاری در غرب ایران است و بعضی دیگر گفته اند زاگرس رشته کوهی است در آسیا که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده و ماد را از آشور جدا می کند. گروهی دیگر زاگرس را نام قبیلۀ­ ساگارتی از قبیله های مهم ایرانی می­دانند و می گویند صحراگردان قوم ماد را ساگارتی می گفتند. دیا کف در کتاب تاریخ ماد در شرح حملۀ آشوری ها به پاسواد و نفوذ در خاک ماد به آخرین نقطه لشگر کشی که دژ محکم مادی به نام ساگارتی زاکروتی بود اشاره می کند.و مقاومت ورشادت آنها را تحسین برانگیز میداند.

قوم بختیاری:

از آنجایی که در طول برنامه سرپرست برنامه در خصوص فرهنگ و تمدن و آداب و رسوم بختیاری توضیحات مفصلی دادند در اینجا فقط اشاره ای کوتاه به قوم بختیاری خواهیم داشت .

           گر ایــران زمین بختیــــاری نداشت         بر آنــم که از بخت یـــــــاری نداشت 

 قوم بختیاری از دوایل بزرگ به نام هفت لنگ و چهار لنگ تشکیل شده است ساکنین چلگرد از طایفۀ بابادی و ساکنین بیرگان و آب باریک از طایفۀ بهداروند هستند هردوی این طوایف هفت لنگ هستند (این دو مکان مقصد سفر ما بود). جمعیت بختیاری کشور، حدود 3  میلیون نفر تخمین زده می شود..

1- قوم بختیاری قدرتمندترین و تأثیرگذارترین قوم در سرنوشت حکومتی ایران در سالهای نه چندان دور بوده است و معروفند به مدافعان روز مبادای ایران.

2- سرزمین بختیاری فرزندان بزرگی از جمله کوروش کبیر- آریو برزن- مانا-کیان- کی قباد- کی خسرو- خورزاد (بانوی آنزان)- سیاوشان- آرین- سردار اسعد بختیاری فاتح تهران در انقلاب مشروطیت- سران سواره نظام فاتح قندهار و هند در زمان نادرشاه افشار- دکتر محسن رضایی بابادی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده 8 سال دفاع مقدس و تنها کاندید با برنامه ی ریاست جمهوری سال 88-دکتر قیصر امین پور- حسین پژمان بختیاری شاعر پیشرو- داراب افسر بختیاری شاعر صاحب سبک - سردار مریم بختیاری- کاوه آهنگر و هزاران گمنام دیگر را در دامن خود پرورش داده ­ به طوری که پس از ده ها و صدها سال بدون هیچگونه تعصب قومیتی هر فرد ایرانی در هر کجای عالم که باشد به آنها افتخار می کند  و از طرفی دیگر هم پناهگاهی امن برای اقوام دیگرو افراد صاحب نامی چون دکتر دهخدا- دکتر مصدق و هزاران نفر دیگر در دوران تبعید و فلاکتشان بوده است.

3- تا قبل از دوره پهلوی که حکومت ایران بصورت ملوک الطوایفی بود مرز سرزمین بختیاری که در برگیرندۀ­ قسمتی از استان اصفهان- استان چهارمحال و بختیاری- استان خوزستان و قسمتی از استان لرستان بوده است  بیش از سه هزار سال بود که هرگز جابجا نشد. و در زمان حمله اسکندر به ایران که در اثر خیانت بعضی ایرانی ها، کل ایران سقوط کرد لشکر اسکندر هرگز نتوانست بر قسمت مرکزی بختیاری تسلط یابد. حتی در زمان حمله اعراب صدر اسلام به ایران و سقوط کامل ایران باز اعراب نتوانستند به قسمت  مرکزی بختیاری تسلط یابند و بختیاری ها حدود 376 سال پس از اسلام به دلیل اینکه نحوه اداره حکومت اسلامی بر اساس سیستم اداری ساسانیان  قرار گرفت  اسلام  را پذیرفتند و کلاً شیعۀ­ اثنی عشری شدند.

4- لباس رسمی زنان و مردان بختیاری پشت و رو و چپ و راست ندارد.

5- چوقاکه بالاپوش مردان هست، نقش آن برگرفته از ساختمان چغازنبیل که اولین اثر باستانی ثبت شده ایران در یونسکو هست می باشد. وارونه بودن این نقش پس از حمله اسکندر به تخت جمشید و بیاد جانباختگان گارد حفاظت تخت جمشید به فرماندهی آریوبرزن شکل گرفته است. ضمناً نقشی که بر روی لچک زنان با منجق شکل گرفته باز هم به مقدسات ایران باستان بر می­گردد.

6- قوم بختیاری و قوم قشقایی تنها قوم های ایرانی هستند که هنوزکوچ نشینی دارند.

7- تاریخ و فرهنگ قوم بختیاری بسیار گسترده است و در این مقاله نمی گنجد که حتی به سرفصل آنها هم اشاره کرد.

8- اولین چاه نفت ایران در سرزمین بختیاری و با مشارکت شرکت نفت بختیاری و انگلیس حفاری شد.

9- 45 تا 50% ذخایر آبی زمینی و زیرزمینی ایران از رشته کوههای زاگرس است.

10- سرچشمه رودخانه های زاینده­رود،کارون، کرخه و دز از رشته کوههای زاگرس است. بیشترین و مهمترین سدها و نیروگاهها در سرزمین بختیاری است.

لازم به یادآوری است کل مسیرها­ی تهران تا بختیاری و برگشت با GPS ثبت شده و در موقعیت مناسب در اختیار کوهنوردان قرار خواهد گرفت. و من ا... التوفیق، به امید دیدار مجدد

ردیف

مکان

طول جغرافیایی

عرض جغرافیایی

ارتفاع (متر)

1

رستوران مهتاب )اتوبان قم- تهران(   

E=050.85603°

N=34.86702°

905m

2

تقاطع اتوبان کاشان اصفهان با جاده مورچه خورت اصفهان

E=051.49677°

N=33.00351°

1664m

3

پمپ بنزین خروجی شهرکرد به سمت فارسان(دروازه فارسان)

E=050.83920°

N=32.31784°

2025m

4

سورشجان

E=050.69215°

N=32.31186°

2142m

5

شهر فارسان  

E=050.56313°

N=32.26094°

2059m

6

آبشار تونل کوهرنگ (چلگرد بغل پیست اسکی)

E=050.12458°

N=32.45509°

2377m

7

آبشار شیخ علیخان

E=050.06793°

N=32.50380°

2460m

8

چشمه دیمه

E=050.21765°

N=32.50412°

2225m

9

سد دوم کوهرنگ

E=050.12899°

N=32.40739°

2385m

10

ابتدای تنگ (اول کول خدنگ)

E=050.12348°

N=32.39582°

2533m

11

انتهای دره کول خدنگ

E=050.08441°

N=32.38743°

3509m

12

قله کلونچین

E=050.07742°

N=32.36506°

4213m

لازم به توضیح می باشد ارتفاع قله ی کلونچین 4221 متر به ثبت رسیده است در صورتی که برداشت با GPS  مدل 62S که جدیدترین محصول شرکت گارمین آمریکا می باشد ارتفاع 4213 متر را نشان می دهد .ضمنا" سرعت حرکت وسیله ی نقلیه از روی صفحه ی سرعت وسیله ی نقلیه با سرعتی که دستگاه GPS  مدل فوق نشان می دهد حدود 9 کیلومتر اختلاف دارد . GPS سرعت را حدود 9 کیلومتر بر ساعت کمتر نشان می دهد .ضمنا" اعداد و موقعیتهایی که GPS فوق نشان می دهد دقیقا" با اعداد و موقعیتهای گوگل ارت و گوگل مپ همخوانی دارد و از طرفی دیگر اگر ارتفاع را از محاسبات فشار سنج (فشار جیوه ) که  GPS نشان می دهد  باز هم محاسبه کنیم با ارتفاعی که GPS   می دهد همخوانی دارد.