گزارش صعود سراسري قلة آرارات تركيه 30 تير الي 5 مرداد 1390 به پاس بزرگداشت پنجاه سال فعاليت كوهنوردي جناب آقاي محسن عبدلي

 كارگران گيلان – تهران – كرج – كرمانشاه

تاريخ حركت از تهران ساعت 00/22 پنج شنبه 30/4/90

ورود به شهر تبريز ساعت 00/06 صبح جمعه 3/4/90

خريد در صوفيان ساعت 45/08 صبح جمعه 31/4/90

صرف صبحانه در منطقه پيام بعد از صوفيان ساعت 30/9

ورود به گمرك بازرگان ساعت 00/14

 

بعد از بازرسي‌هاي وسايل و كوله‌ها و تأييد و مهر، سي و يكم تير ساعت 45/14 از مرز ايران خارج و وارد خاك تركيه شديم.

تمام بارها را سوار بر ميني بوس كرديم و به سمت هتل سمير نرسيده به شهر دوبايزيد راه افتاديم.

هتل زيبايي بود قرار گرفتن هتل مقابل قلة آرارات و دامنه‌هاي آن در باغي بزرگ و زيبا،‌ زيبايي آنرا دو چندان كرده بود.

هنگام ورود بعد از تخليه بارها و تحويل اتاقهاي هتل به هر دو نفر يك اتاق اختصاص داده شد، جلسه‌اي تشكيل شد تا هماهنگي‌ها و مواد لازم جهت اقامت و صعود فردا انجام شود.

در ابتداي جلسه، كميته‌اي جهت تقسيم وظايف تشكيل شد.

كميته اجرايي:

 1- بيژن اميري: سرپرست 2- صمد رگ جان: راهنما 3- علي شايقي و فرهاد اميري مسئول فني  4- كامران فخري: و خانم مهسا مرغوب گزارشگر و عكاس

5- دكترمجتبی نوفلي: پزشك تیم  6- خانم مرضیه صومی کمک سرپرست

بعد از پايان جلسه و تذكرات لازم در سالن جلسات هتل سمير به اتاقهاي هتل برگشتيم و چند ساعتي را به استراحت و چيدمان وسايل پرداختيم.

ساعت 6 عصر به وقت تركيه، با 2 دستگاه ميني بوس به سمت شهر دوغوبايزيد، جهت خريد و بازديد و صرف شام راه افتاديم.

بعد از گردش 2 ساعته در شهر به صرف شام دعوت شديم.

ساعت 30/21 به هتل برگشتيم.

ساعت 30/23 خواب

ساعت 30/05 اول مرداد بيدار باش

ساعت 00/06 صبحانه

ساعت 00/07 حركت به دامنه آرارات تا ارتفاع 2200 متري با دو دستگاه ميني بوس بعد از گذر از چند روستا در مسير ارارات كه يكي از آنها به نام كاني كورد بود و در يك جادة كوهستاني كاملاً سنگلاخ ساعت 30/9 به جايي رسيديم كه مي‌بايست بارها را تخليه مي‌كرديم جايي كه بارها را تخليه كرديم در ارتفاع 2200 متري بود.

كوله‌هاي اصلي و سنگين را به قاطرچي‌ها داديم كه حمل كنند به سمت كمپ يك راه افتاديم. در مسير كمپ يك به سياه چادرهاي عشاير منطقه برخورد مي‌كرديم كه همه كرد زبان بودند.

كودكاني كه به استقبال گروههاي مختلف مي‌آمدند تا هم خوش آمد بگويند و هم صنايع دستي خود را به فروش برسانند. بعد از گذر از چند سياه چادر و سفيد چادر به جايي رسيديم كه صاحب يك سياه چادر آن پير مرد خوش برخورد و مهمان نوازي به نام ايوب بود. ساعت 00/11 بود.

اهل خانة ايوب با سادگي و مهمان نوازي خاصي از ما پذيرايي كردند.

طعم چايي كه خورديم همة ما را وادار كرد كه بيشتر بخوريم. طعم مطبوع چايي ميخك مخصوصاً در زماني كه همه احساس خستگي مي‌كردند فراموش نشدني بود. لازم به ذكر است كه سياه چادر ايوب در ارتفاع 2500 متري قرار داشت.

بعد از پذيرايي از گروه و استراحتي كوتاه گروه آمادة حركت شد. بعد از گذر از چشمه ساري زيبا در مسير عبور ساعت 45/12 به كمپ اول در ارتفاع 3200 متري رسيديم.

با توجه به پيش بيني‌هاي لازم جهت وضعيت هوا قرار شد كه امشب را در همين كمپ بمانيم.

چادرها برپا شد. در سمت چپ كمپ ما، كمپ آلماني‌ها قرار داشت. و در سمت راست كمپ سوئدي‌ها برپا بود بعد از برپا كردن چادرها دكتر نوفلي پزشك تيم جهت معاينه وضعيت جسمي و روحي افراد، از همه دعوت كردند كه آمادة معاينه باشند. بعد از معاينه تمامي افراد، براي 1 نفر از افراد تيم به دليل نامساعد بودن وضعيت جسمي دستور استراحت داده شد. وضعيت بقيه اعضاء مناسب بود و مشكل خاصي نداشتند.

ساعت 45/14 هواي منطقه به كلي ناآرام شد و صداي رعد و برق به گوش مي‌رسيد. مشغول صرف ناهار بودنيم كه بارش شديد تگرگ همة ما را شروع شد. بارش شديد تگرگ تا ساعت 45/15 دقيقه ادامه داشت. زمين كاملاً‌ سفيد پوش شده بود از تگرگ و چشم انداز زيبايي منطقه را فرا گرفته بود.

به حدي بارش شديد بود كه باعث نفوذ آب به داخل بعضي از چادرها گرديده بود. هوا كاملاً سرد شده بود.

غروب اون روز،‌ خبر ناگواري به راهنماي گروه ما آقاي صمد رگ جان رسيد و آن كشته شدن خانم ليلا اسفندياري در منطقه گاشه بروم بود. همگي از شنيدن اين خبر متأسف شدند ساعت 30/9 بعد از صرف شام، اعضاء تصميم به استراحت و خواب گرفتند و ساعت 30/7 صبح يكشنبه 2 مرداد بيدار باش اعلام شد بعد از صرف صبحانه و جمع آوري وسايل و چادرها ساعت 10/9 دقيقه به سمت كمپ دوم در ارتفاع 200/4 متري حركت كرديم.

در ادامة مسير به كمپ مجارستاني‌ها رسيديم. 100 متر بالاتر كمپ روسها قرار داشت. بعد از 45 دقيقه كوهپيمايي به دوستان و همنوردان خودمان از هيئت كارگران البرز. برخورديم گروهي از شركت، قالبهاي صنعتي سايپا و مخابرات كرج. بعد از احوالپرسي چند دقيقه‌اي به راه خود ادامه داديم. ساعت 10/10 دقيقه استراحت 5 دقيقه‌اي داشتيم و سپس راه افتاديم. ساعت 15/11 دقيقه بود كه به كمپ 2 رسيديم. در كنار كمپ ما، كمپ آلماني‌ها و تركيه‌اي‌ها و اتريشي قرار داشت.

تجهيزات را از قاطرچي‌ها تحويل گرفتيم و چادرها را برپا كرديم.

بعد از صرف ناهار در ساعت 00/12 بارش شديد تگرگ و برف دوباره شروع شد 45  دقيقه اين بارش طول كشيد.

مه غليظي كل منطقه را در برگرفته بود. هوا ابري و رعد و برق مي‌زد ساعت 00/15 بود كه بارش شديد برف باريدن گرفت اين بارش 2 ساعت به طول انجاميد. 15 سانتي متر برف باريد تمامي چادرها سفيد پوش شده بودند.

بعد از بارش برف مسئولين فني تيم جهت بازديد ابزار فني از قبيل كرامپون و ديگر وسايل فني از تك تك چادرها بازديد به عمل آوردند.

قرار بر اين شد كه ساعت 00/24 بيدار باش اعلام گردد. و ساعت 00/01 بامداد سوم مرداد حركت جهت صعود به قله آغاز گردد.

بعد از خوابي چند ساعته اعضاي گروه با شور و اشتياق خاصي از خواب بيدار شدند و آمادة حركت گرديدند. ساعت 10/1 دقيقه بامداد همة اعضاء به جزء يك نفر كه حال نامناسبي داشت،‌ آمادة حركت به سمت قله گرديدند.

چراغ‌هاي پيشاني همه روشن بودند. لباس گرم مناسب  كلنگ،‌ باتوم، دستكش، لباس گورتكس و كرامپون، تجهيزاتي بودند كه مورد نياز صعود بود. صعود در تابستان ولي شبيه صعودي زمستاني بود.

حركت آغاز شد جلودار آقاي صمد رگ جان بسيار نرم و روان حركت مي‌كردند. عقب دار نيز آقاي شايقي بودند.

يكي از امتيازات اين صعود اين بود كه آقاي شايقي كه قلة ماكالورا صعود كرده بودند و با ضافه فرهاد اميري سنگنورد و يخنورد تيم را به عنوان كميته فني همراهي مي‌كردند حضور دكتر مجتبي نوفلي از كرج بعنوان پزشك تيم نيز يكي ديگر از نقاط قوت تيم بود. هوا بسيار سرد بود. برف زيادي در مسير نشسته بود. بعضي از افراد تقاضاي استراحت مي‌كردند.

ساعت 00/05 صبح هوا كاملاً روشن شده بود و چراغ ها را خاموش كرديم. به جايي رسيديم و قله كاملاً ديده مي‌شد.

باد شديد همراه با بوران برف درقله و اطراف قله مي‌وزيد به دليل اينكه شب گذشته برف سنگيني باريده بود و يخ نزده بود نيازي به بستن كرامپون نداشتيم.

دامنة قله شيب بسيار تندي داشت اما كاملاً سفيد پوش بود. ساعت 50/5 دقيقه به قله رسيديم و صعود كرديم. انگار تمام خستگي‌ها از تن بدر شدند.

قلة با عظمتي بود. كوههاي اطراف كاملاً سر تعظيم فرود مي‌آوردند در مقابل آرارات.

سرعت باد به حدي شديد بود كه تحمل ماندن بر روي قله بسيار دشوار بود. با عجله پرچم‌ها و پلاكارها را از كوله‌ها بيرون آورده و چند عكس يادگاري گرفته شد.

سرعت شديد باد چند تا از پرچم‌ها را نيز با خودش به قعر دره‌ها و يخچال‌ها برد. بعد از گرفتن عكس بلافاصله آمادة فرود شديم. در پايين تر از قله با گروههاي مختلفي برخورد كرديم.

گروه‌هاي تركيه، مجارستان، اتريش، آلمان، سوئد و ....... همان مسيري كه صعود كرديم، براي فرود هم انتخاب شد.

احتياطهاي لازم به افراد تيم ابلاغ گردید كه حتماً از مسير پاكوب فرود كنند زيرا وسوسه اين كه از مسير يخچال‌ها فرود انجام گردد، بسيار خطرناك و دشوار بود.

ساعت 15/8 سوم مرداد به كمپ 2 رسيديم. بعد از استراحتي چند ساعته و جمع و جور كردن وسايل و چادرها و همچنين جبران مقداري از انرژي صرف شده ساعت 15/10 دقيقه به سمت كمپ 1 راه افتاديم. بارها را نيز براي حمل به قاطرچي‌ها سپرديم. ساعت 55/11 به كمپ يك رسيديم.

بعد از استراحتي 20 دقيقه‌اي به سمت دامنه حركت كرديم. در راه برگشت يك بار ديگر نيز به سياه چادر و خانة ايوب براي صرف چايي دعوت شديم.

بعد از صرف چايي و توقف 15 دقيقه‌اي به سمت پايين حركت كرديم. جايي كه ميني بوس‌ها منتظر ما بودند. قاطرچي ها، بارها را زودتر از ما به مقصد رسانده بودند. در پاي ميني بوس‌ها با هندوانه كه كاملاً ما را غافلگير كرده بودند پذيرايي شديم.

ساعت 00/15 سوار بر ميني بوس‌ها به سمت هتل راه افتاديم. در راه از روستاي توپ چاتان (كاني كورد) عبور كرديم.

ساعت 15/16 دقيقه به هتل رسيديم. بعد از تخليه بارها و استراحت چند ساعته ساعت 30/18 براي صرف شام به داخل شهر رفتيم. ساعت 30/21 به هتل برگشتيم. قرار بر اين شد كه فردا صبح بازديدي از شهر و درياچة وان داشته باشيم.

ميني بوس اجاره كرديم و ساعت 30/04 دقيقه صبح چهارم مرداد به سمت شهر وان راه افتاديم.  ساعت 00/07 صبح به وان رسيديم.

شهر زيبا و توريستي بود. بعد از گشت و گذار چند ساعته در شهر ساعت 00/12 ظهر به سمت درياچه وان راه افتاديم.

در كنار درياچه وان 20 دقيقه توقف داشتيم. كه در آنجا آقاي بيژن اميري سرپرست برنامه به رسم يادبود و جشن صعود به هر كدام از اعضاء گروه هديه‌اي اهداء كردند. ساعت 35/1 دقيقه به سمت آبشار مراديه راه افتاديم.

هنگام رسيدن و مشاهده كردن آبشار، اين چشم انداز بسيار زيبا، همه را متحير كرده بود.

توقفي 30 دقيقه‌اي در اطراف آبشار داشتيم. بعد از گرفتن عكس‌هاي يادگاري به سمت شهر دوغوبايزيد و محل اقامت خودمان يعني هتل سمير برگشتيم.

ساعت 15/16 دقيقه بود. بارها وسايلي را كه از قبل آماده كرده بوديم سوار ميني بوس كرده و به سمت گمرك و مرز بازرگان راه افتاديم.

بعد از بازديدهاي گمركي چهارم مرداد از مرز تركيه خارج شده و وارد مرز ايران شديم. در خاك ايران نيز سوار بر ميني بوس شده و به سمت شهر تبريز به راه افتاديم. ساعت 00/24 به شهر تبريز رسيديم، و در شهر تبريز هر كدام از افراد گروه از همديگر خداحافظي كردند و به مقصد خود ادامه دادند.

من و آقاي بيژن اميري، فرهاد اميري، غلامرضا گرگين و دكتر نوفلي نيز به سمت تهران به وسيله اتوبوس به راه افتاديم.

ساعت 00/8 صبح چهارشنبه پنجم مرداد به مقصد رسيديم. با اميد به اينكه همة كوهنوردان گرامي با تندرستي و نشاط تمامي صعودهاي خود را به پايان برسانند.

 گزارش نویس:

كامران فخري      

با تشكر از تمامي افراد گروه

افراد گروه:

1- بيژن اميري: سرپرست برنامه تهران

2- صمد رگ جان: راهنما تبریز

3- علي شايقي و فرهاد اميري: كميته فني تبریز وتهران

4- كامران فخري: گزارشگر تهران

5- مهسا مرغوب: عكاس رشت

6- دكتر نوفلي: پزشك تيم كرج

7- غلامرضا گرگين تهران

8- مهدي صفايي كرمانشاه

9- مصطفي قامتي رشت

10- علي آدينه كرمانشاه

11نمامعلي عبدي كرمانشاه

12- محسن صالحي رشت

13- مراد رمضاني رشت

14- سيروس حق وردي رشت

15- سعيد منصف رشت

16- رضا پور صدقي رشت

17- مرضيه صومي کمک سرپرست رشت

18- حسن بافهمي تهران

19- غلام كريمي كرمانشاه

20- علي راهنماي محلي

جوان ترين عضو گروه خانم مهسا مرغوب و مسن ترين فرد تيم آقاي مهدي صفايي 68 سال

 p7obe6guok0u03xomwi.jpg5ghndx8rgiu1muczm7u3.jpg84sqlnhbki9fzmh5or4.jpg

gq9yqh1kevx9w1vmmhzs.jpgh6g544f3wwskuk3c8u4.jpgv3s2a8bblw6aq6c3772r.jpg

x3bwiw35b5mo23f3e7b.jpg0q7h3sidy8irtertwy9.jpgko12v67iizu03zgkbo38.jpg

umy4gnxpn4061xolr08m.jpgmfj7eyxt12ec9vtz97hn.jpg7zrngi9uu011yt60h46p.jpg

j0mqes9i3xgvsmmk86p.jpgshcso1jrasudc5kaae58.jpgwbclvfhxtw7l9meef36p.jpg

abyda7usjfam1yzx4cgd.jpgg3fzxuvnrpob5ke3nw79.jpg