یازده نفرباشورواشتیاق ازراه رسیدن ، نه ، اینطورکه معلومه صعودزمستانی دماوندهمه روسحرخیزکرده می خوان خودشونوآماده بکنن اون بالاهابه اندازه کافی فرصت واسه برف کوبی هست.ساراگفت توکی اومدی که اینهمه بساط چیدی ! خودم بهش می گم بساط مارگیری ! دوربین عکاسی به محمودتحویل شدتابعنوان سرپرست گروه دوباره ازبقایای جانپناه عکس بگیره ،بچه هارفتن آیافایده ای داره؟ کو گوش شنوا، یه عده میان مامن کوهنوردهاروبه ویرانه تبدیل می کنن ویکسال ونیم می گذره وهیچکس هیچ کاری نمی کنه چقدرعکس بگیریم این چندمین باره که مطلب می نویسیم ،هرکاری که ازدستمون برمی یومدانجام دادیم  هرچقدربه این طرف واونطرف چنگ انداختیم فایده نداشت. پست کلاغهادوباره به تحرک وادارمون کرده اینباربادوستهای طرفدارمحیط زیست بایدواردعمل شد. بالاخره یه کاری می کنیم . شیفت اطلاع رسانی به پایان رسیدبچه هابرگشتن اماغافلگیرکننده بودهیچکدوم ذره ای خسته نبودن مثل صبح خوشحال وخندان . باهم رفتیم پائین .خسته نباشیدهمنوردان.

Your image is loading...
Your image is loading...
Your image is loading...

 Your image is loading...

Your image is loading...
گوهریان - مقصودی - احمری
Your image is loading...
سیامک
Your image is loading...
Your image is loading...
Your image is loading...
محمودسرپرست گروه(لباس مشکی)
Your image is loading...
شهرام سمت راست معلوم نیست داره چی می خوره
Your image is loading...
ریش سیامک یخ زده - سمت راست یاوری منش سمت چپ محسن
Your image is loading...
                                       سارا اونهم معلوم نیست داره چی می خوره؟
Your image is loading...
مرشدپورنعمتی
Your image is loading...
پس آقا ابارشی کجاست؟